FUN

خنده و شادی و روده بر شدن

یكی از فانتزیام اینه که اونایی رو كه پستامو میخونن می خندن ولی کامنت نمیزارنو

پیدا كنم اونقد با دمپایی ابری خیس بزنمشون تا خون بالا بیارن !!!

 تادلم خنک شه حقتونهمنو عشقم


برچسب‌ها: یکی از فانتزیام اینه

[ پنجشنبه یازدهم مهر 1392 ] [ 14:51 ] [ vahidshaah ]

[ ]

سلاااااااااااااااااااااام به دوستای خوبم


خوبید؟؟؟؟؟؟؟


امیدوارم همیشه شاد باشید


این وبلاگ برای شاد کردنتونه حسابی بخندید


یادتون باشه که فقط باید خندید واسه دقایقی غصه هاتونو فراموش کنید


نظر یادتون نره هااااااااا


مرررررررررررررررررررسی



برچسب‌ها: با نظر دادن

[ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 15:59 ] [ vahidshaah ]

[ ]

آدم باس دلش پاک باشه ، حموم و اینا همه بهونست …

.

.

.

بچه که بودم فکر میکردم زمان قدیم همه جا سیاه سفید بوده !
.
.
.
دیروز کیف پولمو دادم به بابام برام نگه داره تا برم دبلیو سی …​
وقتی برگشتم دیدم واسه همه فالوده گرفته!​
اینقده خوشحال شدم!​
ولی عمق فاجعه زمانی معلوم شد که کیفه پولمو پس گرفتم
.
.
.
هیچوقت نفهمیدم چرا آدما زیرِ پتو احساس امنیت میکنن...
حالا گیریم یه قاتل اومد توی اتاق خواب بعد حتما ًمیگه:«الان اومــــــدم بکــــشمـــــــِــــت... اَه لعنتی پتو داره نمیشه
.
.
.
به سیاوش قمیشی میگن صبحونه چی میخوری!؟




میگه :عسل بانون. عسل بی نون. عسل کیک!
.
.
.
سرانجام خط میخی پشت کشتی حضرت نوح ترجمه شد!!!

.
.

.
.

.
.

.
.

.
.

.
رفیق بی کلک جنتی
.
.
.
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﺳﺘﺎﺗﻮﺱ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ :


“ﮐﻠﯽ ﭘﺴﺮ ﺑﺎ ﺗﮏ ﺗﮏ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﻣﺮﺩﻥ”


ﮐﺎﻣﻨﺖ ﺩﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﺧﻮﺏ ﭼﺮﺍ ﯾﻪ ﺧﻤﯿﺮ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺧﻮﺏ ﻧﻤﯿﺨﺮﯼ ﺁﺧﻪ ؟؟؟


طبق معمول بلاک شدم
.
.
.
ديــكتــاتــور كيــست؟
ديــكتــاتــور اون بچّه ي دو سالـــست كه بيست نــفــر مجبورند به خاطــر اون كــارتون نــگاه كنــنــد
.
.
.
مامانم بهم زنگ زده
من : جانم؟
مامانم : جانم نیست منم
.
.
.
مروز دوبله پارک کرده بودم یهو دیدم تو بلندگو داره میگه : راننده پژو راننده پژو !!!
ینی خوشگل خودمو قهوه ای کردم ، آب دهنمو قورت دادم برگشتم دیدم یه وانتیِ میگه خربزه مشد دارم بیا خربزه بخر …
تنها سوالم اینه که آیا اون نون خوردن داره آیا ؟
.
.
.
مشكل معده ي بنده از اونجايي شروع شد ك مادرم گفت اخرين نفر سفره رو هم جمع كنه
لامصب مراحل مضغ و بلع دفع يه سره شده

برچسب‌ها: بیا فقط بخند

[ یکشنبه سی ام شهریور 1393 ] [ 22:47 ] [ vahidshaah ]

[ ]

من که بچه بودم بیشتر از اینکه از گم شدن بترسم از پیدا شدن
می ترسیدم !!!
وقتی پیدا می کردنم ، یعنی جوری میزدنم جوری میزدنم که دوباره میرفتم گم میشدم
راه خونمونم گم میکردم اصلن اصن ولش کن بغض راه گلومو بسته ..


برچسب‌ها: اون زمون که بچه بودم

[ یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 ] [ 14:2 ] [ vahidshaah ]

[ ]

 

ﻫﺮﮐﯽ ﺗﻮﻧﺴﺖ ۳ ﺑﺎﺭ تند ﺑﮕﻪ:


“ﭼﻪ ﮊﺳﺖ ﺯﺷﺘﯽ”
بهش جایزه میدماااا
.
.
.
اگه کسیو دوس دارین رهاش نکنین ، نزارین بره ،


بگیرین بندازینش تو زیرزمین انقد با کمربند بزنینش و سیاهش کنید تا اعتراف کنه عاشقتونه !


خودم میدونم زیادی رمانتیکم ولی باور کنید اصن دسته خودم نیست
.
.
.
رفیقم میخواد بره حج


بهش میگم سوغاتی برامون چی میاری ؟


میگه اگه جریان ول کردن مغازه ها موقع نماز واقعیت داشته باشه


واسه همه تون همه چی میارم !
.
.
.
از دختره یه جزوه خواستم …


امروز منو صدا کرده میگه چرا رک و راست حرف دلتو نمیزنی ؟



من [​IMG]



جزوه [​IMG]
.
.
.
تو خونمون از ترس مامانم طوری فرهنگ سازی شده


که همه با لیوان میرن دم یخچال ولی پارچو سر می کشن


و خیلی آروم میان لیوان میزارن سر جاش و میرن
.
.
.
توصیه بابام به من موقع رانندگی


سر کوچه ها یواش تر بپیچ ؛


شاید یکی بی شعورتر از تو پیدا شد که از اونور بیاد
.
.
.
لذت بردن یعنی اینکه بری مهمونی، دخترشون برات شربت بیاره

آروم بگی :خودتون درست کردین؟؟ اونم با عشوه بگه : بله نوش جان

تو بگی : پس نمی خورم ، مرسی !
.
.
.
دیشب ساعته ۳ نصفه شب به دختر خالم بعده یه سال اس دادم…


من : سلام ،میدونی جریان چیه؟؟


دختر خاله : سلام نه بگو بینم چیه نصفه شبی؟


من:به مقدار الکترسیته ای که از یک رسانا عبور میکند جریان میگویند
 
کلا دیوونم میدونم نمیخواد بهم بگید :)))

برچسب‌ها: بیا فقط بخند

[ یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 ] [ 11:55 ] [ vahidshaah ]

[ ]

لطفا با ریتم بخونید :

.
.
.
.
.
.
.
.
عزراییل:
جنتی جون؟
جونم؟
جون دایی جون؟
جونم؟
بیا بریم!
نمیام
خسته شدم .
نمیام .
بیا بریم .
نمیام .
خسته شدم .
نمیام .
وای وای وای .
چه قد اتفار میریزی چه قد تو قر میریزی .
دشمن منی تو ناز گل من .
رقیب منی تو جیگر من
وااااای وای وااااای وای .
جنتی:
به من میگن جنتی _ جون نمیدم سر سری
با لباسای زر زری _ جون میگیرم از هر کسی
من جنتیمو هیچ کسی _ نمیتونه ببرتم کسی
خوشکلمو ناز بری
اسم منه جنتی .
اسمت چیه ؟
جنتی


برچسب‌ها: جنتی جون

[ چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 ] [ 18:7 ] [ vahidshaah ]

[ ]

ساپورت بی رنگ چیست؟؟؟!!!!!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.
هیچی نیییییی...هیچی نییییییییی.....اروم باشییییییید...اروم پسراااااااا.....نفس عمیق.....هیچی نشد...
فقط لفظشو اومدم...:|

.

.

.


پسر عموم اومده خونمون میبینم داره از خوشحالی بال در میاره
گفتم شاید پزشکی قبول شده ازش پرسیدم چی شده؟
میگه سازمان سنجش برام شارژ ایرانسل فرستاده

.

.

.

بعد از یه مدت اومدم پروفایلمو چک کنم که با کیا چت کرده بودم . . .
دیدم المیرا شده حسن !
سحر شده جمشید !
شقایق شده مهدی!
.
.
.
.
حالا عمق فاجعه اینجاست که من باجمشید اسم بچمونم انتخاب کرده بودم

.

.

.


اونقد صدقه نذر کردیم و ندادیم حالا میخوم یه دعایی کنم خدا میگه اول تسویه حساب کن بعد بیا

.

.

.

خیلی حال میده یه فیلم یا سریالو دیده باشی بعد زمانی که بقیه دارن نگاه میکنن تیکه تیکه(هموشو نه) تعریفش کنین...........اصلا یه حس سادسیمی به آدم دس میده میری رو اعصابشون

.

.

.

تو این روزا اگه دیدین یه دانشجو نشسته
یه نگاه به افق میکنه یه نگاه به گوشیش
باز یه نگاه میندازه به افق باز به گوشیش
بعد به افق خیره میشه بعد باز به گوشیش نگاه میکنه
بعد به افق خیره میشه و تو افق نیست و نابود میشه
بدونین داره با گوشیش معدلشو حساب میکنه

ببینه مشروط میشه یا نه

.

.

.

فقط یه دختر میتونه وسط جلسه کنکور به عکس کارتش نگاه کنه بگه چقدر بد افتادم!!!

.

.

.

پیراهن تازمو با کلی ذوق و شوق به بابام نشون دادم
    میگه مبارکه عین رو بالشیای خدا بیامرز مادربزرگمه !


برچسب‌ها: بیا فقط بخند

[ چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 ] [ 17:12 ] [ vahidshaah ]

[ ]

ﺩﻋﺎﯼ ﭘﺴﺮﺍ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺎﯾً ﺭﺏ
ﭘﺮﻭﺭﻭﺩﮔﺎﺭﺍ
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ
ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺷﺮ ﭘﺴﺮﺍﻥ :
facebook
yahoo
we chat
twitter
line
viber
instagram
tango
kakao talk
chat on
whatsapp
oovoo
badoo
coco
didi
nimbuzz
skype

ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺩﺍﺩﺍﺷﻤﻪ
ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺑﺎﺑﺎﻣﻪ
ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﮕﻢ ﻋﻤﻮ
ﺍﯾﻦ ﻣﺜﻞ ﺩﺍﯾﯿﻤﻪ
ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﺪﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮐﻮﭼﯿﮑﺘﺮﻩ؟؟ !!
ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻓﺮﻧﺪ
ﺁﮊﺍﻧﺲ ﻓﺮﻧﺪ
ﻋﺎﺑﺮﺑﺎﻧﮏ ﻓﺮﻧﺪ
ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﺍﯼ ﺩﺭﻭﻏﯽ
ﻋﺸﻖ ﺍﻭﻟﻢ ﺑﻮﺩﻩ
ﺩﻭﺳﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ
ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ
ﺟﺎﺳﺖ ﻓﺮﻧﺪ
ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻓﺎﺑﺮﯾﮑﻤﻪ

ﺩﻭﺱ ﭘﺴﺮﺍﯼ ﺭﻭ ﻧﯿﻤﮑﺖ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﻫﺎ

ﮐﺴﺒﻪ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻣﺤﻞ
ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺭﺟﺒﯽ
ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺍﯾﺎﺏ ﻭ ﺫﻫﺎﺏ ﺍﺯ ﺭﺍﻫﻬﺎﯼ ﺩﻭﺭ ﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺩﺭ
ﺗﻤﺎﺱ ﻫﺴﺘﻦ
ﻭ ﮐﻠﯿﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﻋﺰﯾﺰﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ "
ﺍﻧﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ " ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ ﺑﻔﺮﻣﺎ
ﺍﻟﻬﯽ ﺁﻣﻤﻤﻤﻤﻤﻤﻤﻤﻤﻤﻤﯿﻦ


برچسب‌ها: دعای پسرا

[ دوشنبه هفدهم شهریور 1393 ] [ 23:15 ] [ vahidshaah ]

[ ]

صبح دیرم شده بود همسرم با مهربانی بهم گفت اگر میتونی 100،000 تومن بده
برای کمک به مدرسه دخترمون منم تحت تاثیر قرارگرفتم دادم
و خوشحال از یک کار فرهنگی ،بعد ازظهر ش دخترم پرید بغلم
و گفت بابت 50،000 تومنی که به مدرسه کمک کردی ممنونم
بعد از نیم ساعت پیامک از طرف مدرسه اومد
این به عنوان رسید مبلغ 20،000 کمک به مدرسه میباشد …!!
خانواده نیستن که راهزنن لامصبا


برچسب‌ها: خونواده نیستن که راهزنن

[ شنبه پانزدهم شهریور 1393 ] [ 21:37 ] [ vahidshaah ]

[ ]

بعضی از این دخدراااا....
.
.

.
ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺳﯿﺐ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺭﻭ ﺩﺭﺳﺘﻪ ﻗﻮﺭﺕ ﻣﯿﺪﻥ(دیدم که میگماااا)
ﺍﻣﺎ بیرون ﺗﻮ ﻣﻠﻊ ﻋﺎﻡ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﭼﯿﭙﺲ ﻧﺎﺯﮐﻮ
ﺑﺎ 8ﮔﺎﺯﻭ 2 ﺗﺮﻣﺰ ﻭ 3 ﺗﺎ ﻧﯿﻢ ﮐﻼﺝ ﻣﯿﺨﻮﺭﻥ!

.

.

.ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﻭ ﺩﯾﺪﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ،ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﺑﻮﺩﻡ
ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﻬﺶ ﮐﺠﺎﯾﯽ؟ ﮔﻔﺖ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ
ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ، ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺑﻬﺖ
ﻣﻨﻢ ﺭﻓﺘﻢ ﺟﻠﻮ ﺯﺩﻡ ﺭﻭ ﺷﻮﻧﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﻮﺏ ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ،ﯾﻬﻮ ﺟﺎ
ﺧﻮﺭﺩ
ﻻﻣﺼﺐ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭ ﻧﻤﯿﺮﻓﺖ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﺍﻩ
ﻣﯿﺮﻡ
ﺍﯾﻨﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺣﻮﻝ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺧﻮﺭﻭﭘﻮﻑ ﻣﯿﮑﺮﺩ
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺑﺨﻨﺪﻡ ﺑﻬﺶ ﯾﺎ ﺑﺰﻧﻢ ﻟﻬﺶ ﮐﻨﻢ .. :| :))

.

.

.

مامانم مودم رو گذاشته توی آشپزخونه!!
هر وقت کارمون داره، دیگه صدامون نمی کنه، مودم رو خاموش می کنه... یکی یکی از اتاقمون خارج مى شیم!

.

..

.

یکی از بزرگترین افتخاراتم توی دوران دبیرستان این بود که :
.
.
.
هر دبیری به محض ورودش به کلاس؛
به من اشاره میکرد و میگفت :
تو گمشو برو بیرون

.

.

.

دیشب بچه 10 ساله فامیلمون یکیشون پیانو.میزد یکیشونم گیتار... . . . . . . . . . . .
.

.
. اون وقت من ۱0 سالم بود سعی میکردم با زیر بغلم صدای گوز دربیارم!!! نخند آقا ... امکانات نبود.

.

.

.

دیشب مدیر ساختمون اومده بود دمِ درِ خونه،
با بابام کار داشت!بابام رفت جلوی در،منم صدای آهنگو زیاد کرده بودم!
یهو بابام داد زد:
اون لامصبو خفه ش کن ببینم این چه گهی میخوره آخه!

من :))))))
بابام :@
مدیر :((

.

.

.

یه ﻟﺐ ﻣﻴﺪﻯ؟؟!! . . .
.
.

.ﻋﻠﻰ ﺩﺍﻳﻰ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺧﺮﻳﺪ ﺭﺏ ﮔﻮﺟﻪ ﻓﺮﻧﮕﻰ. . .
.
. ﺫﺍﺗﺘﻮﻥ ﺧﺮﺍﺑﻪ
ﺧﻮﺑﻢ ﻧﻤﻴﺸﻴﺪ

.

.

.

مدت زمان مکالمه :
پســـــــــــــر به پدر: 00:00:27
پســــــــــــر به مادر: 00:15:30
پسر به دوست دختر: 02:30:59
دختـــــر به دختـــــر: 05:50:23
مــــــرد به همســـر: 00:00:08
زن به شوهـــــــــــر: 63 تماس بی پاسخ

:))))))


برچسب‌ها: بیا فقط بخند

[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 11:55 ] [ vahidshaah ]

[ ]

فرهنگ لغات ایرانیان:

گوه نخور:اجازه بده اول من حرف بزنم

گوه بخور:اول شما صحبت کنید

گوه خوردی:با نظر شما مخالفم

گوه مفت نخور:اظهار نظر نفرمایید

هی گوه:با شما هستم

هیچ گوهی نیستی:هنوز به کسب تجربه نیاز داری

چه گوهی هستی:ببخشید شما

هر گوهی میخوری بخور:تصمیم با شماست!

یعنی میخوام واستون بگم این فرهنگ لغت خیلی غنیه ها


برچسب‌ها: فرهنگ لفت ایرانیان

[ جمعه هفتم شهریور 1393 ] [ 21:45 ] [ vahidshaah ]

[ ]

ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻥ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﺗﺎﺭﯾﮏ ، ﺩﯾﺪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﺭﻭﺑﺮﻭﺵ ﻣﯿﺎﺩ،ﻣﺮﺩﻭﻧﮕﯿﺶ ﺭﻭ ﯾﺎﺩﺵ ﻧﺮﻓﺖ ﻭ ﺳﺮﺷﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ........ﻭ ﭼﻨﺎﻥ ﮔﻔﺖ ﭘﺨﺨﺨﺨﺦ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺳﻪ ﻣﺘﺮ ﺭﻓﺖ ﺭﻭ ﻫﻮﺍ ﺑﻌﺪﺵ ﺩﺭ ﺟﺎ ﺳﮑﺘﻪ ﮐﺮﺩ !!ﻭﺍﻻ ﺑﺨﺪﺍ ﺍﺻﻦ ﭼﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺎ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎ ﭘﺮﺳﻪ ﺑﺰﻧﻪ :|

.

.

.

سلام من جنتي هستم
.
.
دوستان خوبم، آدم، حوا، عزراعيل، را به سطل آبه يخ دعوت ميكنم!!(سوژه جدید چالش آب و یخ)

.

.

.

دختره متولد 83 پست گذاشته
دیگه عاشــق نمیشم ...!!
:|
.
والا من 10 سالم بود به سَـماور میگفتم
آدم آهنی شـــاشــو :|

.

.

.

طرز صدا کردن مامانم واس غذا

تخم مرغ:عزيزم الهي مادر فدات بيا غدا حاضره

خورشت:بيا ديگه غذا يخ کرد

مرغ:ما الان ميخوريم جمع ميکنیم

کباب:اصن صدا نميکنه بعد ميگه هرچي صدا کرديم نيومدي

پيتزا:اونم ديگه احتياج ب صدا کردن نيست

چون وقتي من خونه نيستم ميخورن....

.

.

.

 

ب مامانم میگم گشنمه

 

میگه:عزیزم نون هس تخم مرغم هس روغنم هس

 

برو هرچی دوس داری و دلت میخواد درست کن....

 

بنظرتون پیتزا درست کنم یا قرمه سبزی ؟؟؟
.
.
.
دمت گرم خیلی پستای باحالی میزاری اصن دیوونتم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
این حرفیه ک شما مدت هاست میخواین ب من بگید

اما روتون نمیشه بگید بابا رودروایسی چرا اخه؟؟؟؟؟؟

بگید بخدا من اینقد خاکی ام ..... والا
 

 


برچسب‌ها: بیا فقط بخند

[ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 ] [ 17:18 ] [ vahidshaah ]

[ ]

صحبت کردن آقایون پیش دوستاشون وقتى همسرشون باهاشون تماس میگیره,,,,

بله؟؟؟؟مگه نگفتم زنگ نزن بهم سرم شلوغه؟؟؟؟شب اومدم خونه کارى داشتى بگو,,,گفت الان نه ،،،ترق,,,قطع تماس,,,,,,,,

بعدش پیامک یواشکى,,,

ببخش عزیزم,بد جایی گیرم اصلا غلط کردم,مخام برم اون گوشواره که دوس داشتیو برات بگیرما,,,, ,,,,,



صحبت کردن خانوما وقتى پیش دوستاشونن و شوهرشون تماس میگیره,,,,

سلام عشق همیشگیه من,,خوبى عزیزم؟جونم شوشویه من؟؟بله ...بله اختیار دارین,,,,,شما هر کارى صلاح میدونین انجام

بدین,,,,ممنون که به منم خبر دادین,,,بوس بوس,,,,باى فدات شم,,,,,,

بعدش پیامک یواشکی میفرستن,,,

هیچ غلطى نمیکنبا,,وگرنه من میدونم با تو :))))

:)))


برچسب‌ها: صحبت کردن آقایون و خانوما

[ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 ] [ 17:10 ] [ vahidshaah ]

[ ]

اینو حتما بخونید :((

ديروز تو منطقه ما ميخواستن يه حکمو اجرا کنن
سنگسار يه زن
خيلي وحشتناک بود، زن رو گذاشته بودن تو چاله وتا سينه زير خاک بود،
التماس شوهرش ميکرد که ببخشتش،
اما مرده دستاشو پر سنگ کرده بود واماده دستور قاضي،
ميگفت چرا خيانت کردي،
مگه من چي برات کم گذاشتم،
زنه ميگفت اخه اون خيلي بيشتر دوستم داشت، عاشقم بود،
اينو بفهم،شوهره دادميزد بي انصاف مگه من عاشقت نبودم،
من براي کي اينقدر کار ميکردم،
همش بخاطرتو و دخترمون بود،خيلي دردناک بود،
اون مردخيانتکارميگفت فقط بخاطرهوس بود همين،زنه دادميزد نامرد، کثافت، آشغال..
شوهرش گفت:حالاديدي هيچکس بيشتر از من دوستت نداره....
زنه التماس ميکرد بخاطردخترمون منو ببخش
جبران ميکنم..
عده اي دادميزدن ببخشش ببخش،
عده اي ميگفتن بکشش بکش
شوهره گفت آقاي قاضي حکمو اجرا کنيد...
قاضي رو به زن کرد و گفت
وصيتي نداري،
زنه گفت بزاريد براآخرين بار بچمو شير بدم،
يه بچه 20ماهه، رواوردن توبغل مادرش،
اما هر کارکردن شيرنخورد تابچه روجدا ميکردن ميگفت شيرشير
پدرش اومدجلوگرفتش وگفت پس چراشيرنميخوري،
باورتون نميشه بچه گفت آخه بابا بستنيش خوشمزتره.....
روانیم عمته


برچسب‌ها: داستان غم انگیز

[ یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 ] [ 21:22 ] [ vahidshaah ]

[ ]

تيم هاي ليگ برتر افغانستان:

خشخاش گستر كابل.

ترياك سازي قندهار.

مناطق حشيش خيز جنوب.

اتلتيكو وزيرستان جنوبی.

اف سي طالبان.

فجرشهيد بن لادن هرات.

الاتحاد قاچاقچيان جلال اباد.

هروئين مباركه كابل.


برچسب‌ها: لیگ برتر افغانستان

[ یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 ] [ 21:16 ] [ vahidshaah ]

[ ]

ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﺗﺼﺎﻭﯾﺮ ﻧﻔﺮﺍﺕ ﺑﺮﺗﺮ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪﺭﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺑﺎ ﺭﺗﺒﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﻌﮑﻮﺱ ﺩﺍﺭﻩ ﻫﺮﭼﻪﻗﯿﺎﻓﻪ ﺑﺪﺗﺮ ﺭﺗﺒﻪ ﺑﻬﺘﺮ
اي ﭘﺪﺭ ﺧﻮﺷﺘﯿﭙﯽ و خوشگلی ﺑﺴﻮﺯﻩ ﮐﻪ نذاشت دکتر ﺑﺸﻢ!!!!

.

.

.

لعنتیا با این هواپیما هاشون
.
.
.
.
.جنتی با لباس پاره پوره لب جاده مخصوص :)))

.

.

.

گروهک داعش لره رو میگیره میگه اسمت چیه?!؟

میگه:یاسین

میگن دینت چیه!?؟

میگه:اسلام!

میگن سوره یاسین رو بخون زود باش !! :V

لره میگه:عاغا گوه خوردم اسمم قل هو الله و احده !! :|

.

.

.

اولین و آخرین باری که کادو گرفتم ، ولنتاین پارسال بود
.

.
اونم دوستم میخواست بره دسشویی کادوشو داد دست من خیس نشه ! :|

.

.

.

یکی تعریف میکرد خواهرزادمو بردم مغازه هی چیز میز و خوراکی میخواست به یارو چشمک زدم و گفتم نیگااا عمو اینارو نمیفروشه گذاشته واسه قشنگی
خواهر زادم نه گذاشت نه برداشت
گفت عمو گه خورده نمیفروشه :|
من :))
عمو :((((
خواهرزاده توله سگ :)))

 


برچسب‌ها: بیا فقط بخند

[ یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 ] [ 21:15 ] [ vahidshaah ]

[ ]

ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺪﺭﻡ ﭘﯿﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﻋﺸﻘﻢ ﮐﺠﺎﺑﻮﺩﯼ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﺪﺍﺩﯼ
ﻣﯿﮕﻢ : wc
ﻣﯿﮕﻪ: ﻭﺍﺍﺍﯼ ﭼﻪ ﺗﻔﺎﻫﻤﯽ ﻧﻔﺲ
ﺑﻌﺪ ﻣﯿﮕﻪ : ۲ﺩﺍﺷﺘﯽ ﯾﺎ ۱
ﻣﯿﮕﻢ: ۲
ﻣﯿﮕﻪ :ﻭﺍﺍﺍﺍﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﻮ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﺩﺍﺭﯾﻢ |:
ﻋﺎﻏﺎ ﺷﻮﻫﺮ ﮐﻤﻪ ،ﺳﺮ ﺭﯾـــﺪﻧﻢ ﺷﺪﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻗﺎﻟﺐ
ﮐﻨﻪ


برچسب‌ها: کمبود شوهر

[ جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 ] [ 22:15 ] [ vahidshaah ]

[ ]

تو فیلما نشون میده بچه هه گم میشه
مامانش ۲۰ سال اتاقشو دست نخورده نگه داشته
من یه بار ۳ روز رفتم اردو
برگشتم دیدم اتاقم رو اجاره دادن به دوتا دانشجو

.

.

.

ﺗﻮ ﯾﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺩﻭﺗﺎ ﺧﺎﻧﻮﻣﻪ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺑﻮﺩﻥ ،
ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﮔﻔﺖ : ﻣﯿﮕﻦ ﺍﮔﻪ ﺯﻧﻪ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺍﻧﺎﺭ ﺑﺨﻮﺭﻩ ﺑﭽﺶ ﺧﻮﺷﮕﻞ میشه !
ﻣﺎﻣﺎن ﻣﻨﻢ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﺳﻤﺘﻪ منو ﻧﻪ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻧﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
ﮔﻔﺖ : ﮐﻮ ؟؟ ﺍﯾﻨﺎﻫﺎ ، ﻣﻦ ﺳﺮ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﭼﯽ ﺷﺪ ؟

.

.

.

ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺑﺮﻧﺪ ﺍﺩﮐﻠﻨﺖ ﭼﯿﻪ ؟
ﺧﯿﻠﯽ ﺷﯿﮏ ﻭ ﻣﺠﻠﺴﯽ ﻭ ﺑﺎ ﮐﻠﯽ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻓﺮﻣﻮﺩ : For Women !
ﺩﺭ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻢ : ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺑﺮﻣﯿﮕﺮﺩﻡ ، ﻣﺮﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺑﺴﻮﯼ ﺧﻮﺩﺕ !

.

.

.

یکی دو روزه مامانم رفته مسافرت ،
امروز هوس خوراکی کردم هرجارو گشتم هیچی پیدا نکردم !
فقط توی کابینتا یه سری قوطی بود که با ماژیک روش نوشته بود :
نخورید ؛ مایع ظرفشویی
نخورید ؛ سمِ گلدون
نخورید ؛ جرمگیر توالت
زنگ زدم به مامانم گفتم دایی و زن دایی اومدن چیکار کنم ؟
گفت در کابینتو باز کن اونیکه علامت مرگ داره توش آجیله ،
اونیکه نوشته مرگ موش توش گزه ،
اونیکه نوشته صابون توش شکلاته!

این مامانه من دارم :||||


برچسب‌ها: بیا فقط بخند

[ پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 ] [ 19:51 ] [ vahidshaah ]

[ ]

دخترا توسن 18 سالگی فقط به دکتر و مهندس با خونه و ماشین و تمام امکانات فکر میکنن.....


تو سن
24 سالگی میگن حالا مهندس یا دکتر
هم نباشه عیبی نداره....

فقط پولدار باشه....تو سن
27 سالگی میگن پولدار هم نباشه
مشکلی نیست....

فقط معتاد نباشه....تو
سن 30 سالگی میگن نر باشه....
خرباشه...مهم نیست !!!!!!!!فقط منو بگیره که نترشم !


برچسب‌ها: روند ترشیدگی دخترا

[ شنبه هجدهم مرداد 1393 ] [ 12:55 ] [ vahidshaah ]

[ ]

پسره ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ :

ﭘﻨﺞ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ ﺑﺪﻩ

ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﭼﯽ ؟

ﭼﻬﺎﺭ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ !

ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ؟

ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻭ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ ﻣﯿﮕﯿﺮﻥ

ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﯿﺎﻥ

ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭘﻮﻧﺼﺪ ﺗﻮﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ؟

ﺑﺎﺑﺎﯼ ﻣﻦ ﺳﯿﺼﺪ ﺗﻮﻣﻦ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﺍﺩ ﮐﻪ


ﻣﻦ ﺑﺨﻮﺍﻡ ﺩﻭﯾﺴﺖ ﺗﻮﻣﻦ ﺑﺪﻡ !
[​IMG][​IMG][​IMG]
ﺑﯿﺎ ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻦ ﺻﺪ ﺗﻮﻣﻦ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮ

ﭘﺴﺮﻩ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﺩﯾﺪ

ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺗﻮﻣﻨﯿﻪ !


برچسب‌ها: بابای مارو ببین آخه

[ شنبه هجدهم مرداد 1393 ] [ 12:55 ] [ vahidshaah ]

[ ]

تو خونه ما هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدنه

دیر که میشه لامصب بابام با شاتگان، مامانم با اره برقی انتظارمو میکشن

.

.

.

آدم باس یه رفیق داشته باشه ، شبای امتحان بزنگه بهش بگه :

چند صفحه خوندی؟


اونم بگه :چیووووو؟؟؟؟

تا یه کم دلش گرم شه

.

.

.

فرق بین مردای قدیم و جدید:

قدیمترها لحن مردها:

ضعییییفه پاشو غذارو بیار تا قاطی نکردم

امــا اکنون :

عسلم امشب ظرفا نوبت منه یا تو ::))

.

.

.

پسر فامیلمون با یه دختری دوست شد، بعد رابطشون جدی شد! دختره دیوونش شده جوری که با تیغ رو دستش نوشته کیوان :|

الان یه هفتس بزرگای فامیل جلسه میگیرن که چجور به دختره بگن بهت دروغ گفته، این اسمش کیوان نیست جعفره (((:)

 

.

.

.

ﯾﮑﯽ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﻣﻨﻢ ﺍﺻﻠﺎ ﺣﻮﺻﻠﺸﻮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ. ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻡ ﻧﺼﻔﻪ ﻧﺼﻔﻪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ

ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺜﻠﺎ ﺍﻧﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﻣﻮ ﻗﻄﻊ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﺎ...

ﻣﯿﮕﻪ ﺻﺪﺍﺕ ﻗﻄﻊ ﻭ ﻭﺻﻞ ﻣﯿﺸﻪ ﻭﻟﯽ ﺻﺪﺍﯼ ﺿﺒﻂ ﻣﺎﺷﯿﻨﺖ ﻭﺍﺿﺢ ﻣﯿﺎﺩ!!:|

.

.

.

تاحالا دقت کردی وقتی تو ارایشگاه پیشبند میبندی تازه دماغت میخاره؟

.

.

.


اﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﺛﺒﺖ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﮑﯽ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻌﻮﯾﺺ ﺍﺳﻢ، ﺍﺯﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ : ﻣﮕﻪ ﺍﺳﻤﺖ
ﭼﻪ ﻣﻮﺭﺩﯼ ﺩﺍﺭﻩ ؟
ﮔﻔﺖ : ﻓﺎﻣﯿﻞ ﻣﺎ "ﺁﺏ ﺩﺭﻩ ﺍﯼِ " ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﺳﻢ ﻣﻨﻮ
ﮔﺬﺍﺷﺖ " ﻓﺎﺿﻞ"، ﺍﻭﻧﻮَﺥ ﺩﻭﺳﺘﺎﯼ ﮐﺼﺎﻓﻄﻢ
ﻓﺎﺿﻼﺏ ﺻﺪﺍﻡ ﻣﯿﮑُﻨﻦ !!
ﯾﻨﯽ ﺑﺎ ﻣﺄﻣﻮﺭ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺛﺒﺖ ﺩﻭ ﺳﺎﻋﺖ ﻓﻘﻂ ﺯﻭﻧﮑَﻦ
ﮔﺎﺯ ﻣﯿﺰﺩﯾﻢ

.

.

.

فرهنگ لغت مامانم :
این آشغالا که میزاری تو گوشت = هدست .
این آشغاله که شب و روز دستته = موبایلم .
این آشغالا که همش سرت توشه = لپ تاپم .
این آشغالا که میخوری = قره قروت .
این آشغال دونی = اتاقم !!!
این آشغال = خودم

.

.

.

بزرگترین دروغ کتاب های عربی
“جمع مذکر سالم”
اصن مگه داریم !؟!!؟؟؟

خخخخخخخ

.

.

.

دخــتره اســـتاتوس داده :

دلم هوس هلو کرده :|

300 هزار تــــــــا لایک خـــورده |:

3000 تــــا کـــامنت گرفتــــه :|

یه ســـریـــا هم پــــای پست جون دادن !

یه ســـری هم اشک شـــوق ریـــختن !

اونـــوخ من ایــــن جـــا مثلِ شـــاطر نــونوا تـــند تنـــد پست میــزارم کســی نظر نمیده :((((((((

 


برچسب‌ها: بیا فقط بخند

[ شنبه هجدهم مرداد 1393 ] [ 12:54 ] [ vahidshaah ]

[ ]

نحوه به هم زدن دختر پسرای ایرانی:

دختر - خیلی پستی دیگه نمیخوام ریختت و ببینم. بای
پسر ـ نمی دونم واسه چی ناراحت شدی اما هرجور راحتی. بای

د -نمیدونی؟ نبایدم بدونی معلوم نیست حواست کجا پرته خاک تو سرت. بای
پ ـ مسخره عوضی حرف دهنت و بفهم اصلآ برو به جهنم. بای

د -واقعآ که... انقد راحت میگی برو معلومه یه ریگی به کفشت هست. بای
پ ـ فعلآ که همه ریگا تو کفش توئه خودت این مسخره بازی رو راه انداختی.بای

د -من؟ من؟ تو واست مهم نیست بمیرم بمونم. بای
پ ـ خب وقتی میگی دیگه نمیخوای ریختم و ببینی دیگه چی بگم. بای


د -خب من معذرت میخوام
پ ـ هرچی دلت میخواست گفتی بعد میگی...

د -عــــــــشقــــــــــــــ ــــــم؟ منو ببخش دیگه

پ ـ باشه اما دیگه تکرار نشه ها!!!

د -مثلآ تکرار شه چه کار می کنی؟
پ ـ باهات به هم میزنم

د -همون پس دنبال بهونه میگردی من و دست به سر کنی... چیه از من خوشگل تره؟ مایه داره؟
پ ـ کلآ دیگه نبینمت دورو برم.بای

دوباره از بالا... :| :| :|

برچسب‌ها: بهم زدن دخترا و پسرای ایرانی

[ جمعه هفدهم مرداد 1393 ] [ 20:28 ] [ vahidshaah ]

[ ]

این همه گفتیم و خندیدیم ولی فردا دیگه روز جواب کنکورمه و هرچی خندیدم و مسخره بازی دراوردم و کرم ریختم و ملتو اذیت کردم باید از دماغ پس بدم :||||||

یااا خدا فکر بهش میکنم تنم میلرزه

خدا میدونه چه گندی زدم برام دعااااا کنید که اگه گند بزنم نمیدونم دوباره با چه روحیه ای بیام واستون پست بذارم

عاشقتونم 3>


برچسب‌ها: هی روزگار, جدی

[ شنبه یازدهم مرداد 1393 ] [ 22:16 ] [ vahidshaah ]

[ ]

ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ
ﺑﺮﻣﯿﮕﺸﺖ
ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺭﺍ
ﻣﯿﺪﯾﺪ ﮎ ﺭﻭﺑﺮﻭﯼ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻟﺸﺎﻥ ﺩﺭ
ﺧﻮﺩﺭﻭﯼ ﺧﻮﺩ
ﻧﺸﺴﺘﻪ
ﺍﺳﺖ . ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺑﺎﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﺮﺭﻭﺯ
ﺍﻭ ﺭﺍ
ﻣﯿﺪﯾﺪ،ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺑﺮﺍﺵ
ﻋﺎﺩﯼ ﺷﺪ . ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﭘﺴﺮﻩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺎﺍﺩﺏ
ﺑﻮﺩ
ﺑﻄﻮﺭﯾﮑﻪ ﺣﺘﯽ
ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩ ﻭﺳﺮﺵ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ
ﺑﻮﺩ . ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺑﺘﺪﺍ
ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩﺵ ﺭﻭﺑﺮﻭﯼ ﻣﻨﺰﻝ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪ،ﺍﻣﺎ ﺍﺯ
ﻃﺮﻓﯽ ﻫﻢ
ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﭼﻮﻥ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﮐﻪ ﺣﺘﻤﺎ
" ﺑﺮﺍﯼ
ﺍﻭ ﺍﻣﺪﻩ ،ﻫﺮﻭﻗﺖ
ﻣﺎﺷﯿﻨﺸﻮ ﻣﯿﺪﯾﺪ ﻗﻠﺒﺶ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ
ﺗﭙﯿﺪﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩ
ﻧﺰﺩ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﮕﻔﺖ
ﺑﺎﯾﺪ ﻫﺮﭼﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩ ... ﻣﺪﺗﯽ
ﮔﺬﺷﺖ ... ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺍﺵ
ﺳﺮﺍﻣﺪ ﭘﺴﺮﻫﻢ ﺣﺮﮐﺘﯽ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩ،ﻧﻪ
ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ !... ﻧﻪ
ﻋﻼﻣﺘﯽ ... ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﻼﮎ
ﻭﺛﺮﻭﺕ ﭘﺪﺭﺵ
ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪ ﭘﺪﺭﺵ
ﻫﻢ ﺍﻭﺭﺍ ﻧﭙﺬﯾﺮﺩ . ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺟﺮﺍﺕ
ﺩﺍﺩﻭ
ﺑﺎ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ
ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﭘﺴﺮ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩ . ﺍﻣﺎﻫﺮﭼﻪ
ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮ
ﻣﯿﺸﺪ ﺗﭙﺶ ﻗﻠﺒﺶ
ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﺑﯿﺸﺘﺮﻣﯿﺸﺪ . ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ
ﺑﺎﺭ ﺍﻭﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮏ
ﻣﯿﺪﯾﺪ . ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺮﺷﺪ ﺩﯾﺪ
ﭘﺴﺮﺳﺮﺵ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ
ﺩﺭ ﻣﺎﺷﯿﻦ
ﺭﯾﻠﮑﺲ ﻧﺸﺴﺘﻪ
ﺍﺳﺖ . ﮐﻤﯽ ﺩﺳﺖ ﭘﺎﭼﻪ ﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ
ﺭﺳﺎ ﺍﺯ
ﭘﺴﺮﺟﻮﺍﻥ
ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﭼﺮﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ
ﺭﻭﺑﺮﻭﯼ
ﻣﻨﺰﻟﻤﺎﻥ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ! ؟
ﭘﺴﺮﺟﻮﺍﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺎﺩﯼ ﻭﺑﺎ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ
ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ :
ﭼﻮﻥ ﻭﺍﯼ ﻓﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﭘﺴﻮﺭﺩﻧﺪﺍﺭﻩ


برچسب‌ها: داستان عشقی

[ جمعه دهم مرداد 1393 ] [ 23:1 ] [ vahidshaah ]

[ ]

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺧﺎﻧﻮﻣﯽ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺍﺯ ﺳﺮﮐﺎﺭ، ﺩﺭ ﻧﺎﻣﻪ
ﺍﯼ ﻧﻮﺷﺖ : ﻣﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺑﺎ
ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ ...
.
.
.
.
.
ﻭ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﻭ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻓﺖ ﺯﯾﺮ ﺗﺨﺘﺨﻮﺍﺏ ﻗﺎﯾﻢ
ﺷﺪ ﮐﻪ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺭﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﺑﺒﯿﻨﻪ !!!
ﺷﻮﻫﺮ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﺳﺮﮐﺎﺭ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ ﺷﺪ ﻭ ﭼﺸﻤﺶ
ﺑﻪ ﮐﺎﻏﺬ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﻧﺎﻣﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺭﻭ ﺧﻮﻧﺪ،،،
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻮﺷﺖ،
ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﯿﻦ ﺯﻧﮓ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﺷﻮﻫﺮ ﺑﺼﺪﺍ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺩ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺟﻮﺍﺏ
ﻣﯿﺪﻩ :
ﺳﻼﻡ ﻋﺰﯾﺰﻡ، ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﻟﺒﺎﺳﺎﻡ ﻭ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻢ ﻭ ﻣﯿﺎﻡ، ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﺑﺎﺵ
ﻓﺪﺍﺕ ﺷﻢ،،،
ﺧﺪﺍﺭﻭ ﺷﮑﺮ ﺍﯾﻦ ﻋﻔﺮﯾﺘﻪ، ﺯﻧﻢ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ
ﮔﻮﺭﺵ ﻭ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ، ﺍﻧﺸﺎﻟﻠﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺭﯾﺨﺘﺶ ﻭ ﻧﺒﯿﻨﻢ
ﺍﺻﻸ ﺍﺯﺩﻭﺍﺟﻢ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺑﻮﺩ،،، ﮐﺎﺵ ﻗﺒﻞ
ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺭﯾﺨﺖ ﻣﮑﺮﻭﻫﺶ ﻭ ﻣﯿﺪﯾﺪﻡ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺁﺷﻨﺎ ﻣﯿﺸﺪﻡ ﺍﻟﻬﯽ ﮐﻪ
ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﻫﺖ ﺑﺮﻡ، ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻢ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﺑﺎﺵ ﻣﻦ ﺗﺎ ﻧﯿﻢ
ﺳﺎﻋﺖ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﯿﺸﺘﻢ.
ﻭ ﺑﻌﺪ ﺩﺭﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺯﯾﺮﻟﺐ ﺁﻭﺍﺯ ﻣﯿﺨﻮﻧﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ
ﺯﻥ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﻭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺩﻍ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﭘﺮﭘﺮ
ﻣﯿﺸﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺮﻭﺝ ﺷﻮﻫﺮﺵ، ﺍﺯ ﺯﯾﺮ ﺗﺨﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ
ﺭﻓﺖ ﺑﺒﯿﻨﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﭼﯽ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﺩﯾﮕﻪ ﭼﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ .
.
.
ﺩﯾﺪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻧﻮﺷﺘﻪ،،؛
ﺧﻨﮕﻮﻝ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﮐﻒ ﭘﺎﯼ ﭼﭙﺖ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺑﻮﺩ،،،A (69)A (69)
ﺁﺧﻪ ﺁﯼ ﮐﯿﻮ ﻻﺍﻗﻞ ﺧﻮﺏ ﺧﻮﺩﺕ ﻭ ﺍﺳﺘﺘﺎﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩﯼ، ﻣﻦ ﻣﯿﺮﻡ ﻧﻮﻥ
ﺑﮕﯿﺮﻡ ﻭ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ...


برچسب‌ها: خانوم است دیگر

[ پنجشنبه نهم مرداد 1393 ] [ 23:33 ] [ vahidshaah ]

[ ]

زنگ زدم خونه ی داداشم،ﺑرادرزادم ﮔﻮﺷﻲ
ﺭﻭﺑﺮﺩﺍﺷﺖ .
ﮔﻔﺘﻢ : سلاﻡ،ﺑﮕﻮﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ﺻﺤﺒﺖ
ﮐﻨﻪ.
ﮔﻔﺖ : ﻧﻤﻴﺸﻪ،ﺩﺍﻟﻪ ﮔﻠﻴﻪ ﻣﻲ ﺗﻮﻧﻪ.
ﮔﻔﺘﻢ :ﺑﺎﺑﺎت کجاس؟
ﮔﻔﺖ : ﺩﻡ ﺩﻟﻪ،ﺩﺍﻟﻪ ﺑﺎ ﺁﻗﺎ ﭘﻠﻴﺴﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﻲ ﺗﻮﻧﻪ.
ﮔﻔﺘﻢ : ﺩﺍﺩﺍﺵ ﻋﻠﻲ ﮐﻮ؟
ﮔﻔﺖ : ﺍﻭﻧﻢ ﻟﻔﺘﻪ ﺑﻴﻤﺎﻟﺴﺘﺎﻧﺎﻟﻮ ﺑﮕﻠﺪﻩ.
ﮔﻔﺘﻢ : ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒﮐﺠﺎﺳﺖ؟
ﮔﻔﺖ : ﺍﻭﻧﻢ ﻟﻔﺘﻪ ﭘﺰﺷﮏ ﮔﺎﻧﻮﻧﻲ.
ﺩﺭﺣﺎﻟﻲ ﮐﻪﺩﺍﺷﺘﻢ ﺍﺯﺷﺪﺕ ﻧﮕﺮﺍﻧﻲ ﺳﮑﺘﻪ ﻣﻲ
ﮐﺮﺩﻡ،ﺑﻠﻨﺪﮔﻔﺘﻢ : مگه ﭼﻲ ﺷﺪﻩ؟
ﮔﻔﺖ :ﻣﻦ ﮔﻢﺷﺪﻡ. :|
ﮔﻔﺘﻢ :ﺍﻻﻥ ﮐﺠﺎﻳﻲ؟ ﮔﻔﺖ : ﺯﻳﻞ ﺗﺨﺘﻢ ....


برچسب‌ها: توله سگ واقعی

[ یکشنبه پنجم مرداد 1393 ] [ 21:34 ] [ vahidshaah ]

[ ]

نزدیك اذان صبح
زن: عباس پاشو، سحره.
مرد (خواب آلود): بهش بگو فردا بهش زنگ می زنم !
رحم الله من یقرا فاتحه مع الصلوات !

.

.

.

همه رقاصا میرن جهنم به جز
اونایی که بندری میرقصن
چون :
.
.
.
.
وسط رقص هی میگن :
توبه توبه توبه ، توبه توبه توبه ، توبه توبه توبه :))))))

.

.

.

مورد داشتیم دختره پست گذاشته توله سگه من کیه...؟
.
.
اونوقت تمام پسرایه ادلیستش زیره پستش شروع به هاپ هاپ کردن...
ولی من رویه حسابم با این توله سگ ها نیس..
با اون دیوثیه که زیر پستش کامنت گذاشته من پاکوتام..
من پاکوتام تو رو خدا منو انتخاب کن

.

.

.

اون روز به دوس دخترم میگم عزیزم زیاد حرف نزن سیاه و کبود میشی

میگه آخه چه ربطی داره؟؟؟

میگم آخه میزنم سیاه و کبود میشی :)))))

من :))))

دوس دخدرم :((((((

.

.

.

عجب وبلاگ با فرهنگی، عجب انسانهای فرهیخته ای اینجا میان
.
.
.
.
.
( دکتر علی شریعتی در حال بازدید از وبلاگ من)

:))))))

 


برچسب‌ها: بیا فقط بخند

[ یکشنبه پنجم مرداد 1393 ] [ 16:39 ] [ vahidshaah ]

[ ]

ﻫﺪﻑ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻮﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ ﺍﻣﺎﮐﻦ ﻣﺨﺘﻠﻒ !!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ : ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﻮﻫﺮ
ﺷﺒﻬﺎﯼ ﻗﺪﺭ : ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﻮﻫﺮ
ﺷﺒﻬﺎﯼ ﺍﺣﯿﺎ : ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﻮﻫﺮ
ﻣﺘﺮﻭ : ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﻮﻫﺮ
ﺍﻣﻮﺯﺵ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ : ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﻮﻫﺮ
ﺳﯿﺰﺩﻩ ﺑﺪﺭ : ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﻮﻫﺮ
ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ﻫﺎ ﻭﺷﺴﺘﻦ ﻇﺮﻑ ﻫﺎ،ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ
ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ
ﻧﻤﯿﺰﻥ : ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﻮﻫﺮ
ﻓﯿﺲ ﺑﻮﮎ : ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﻮﻫﺮ
ﺧﻮﻧﺪﻥ ﮐﺎﻣﻨﺘﻬﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺖ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ : ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﻮﻫﺮ
ﮐﺎﻣﻨﺖ ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺯﯾﺮِ ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺖ ؛ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ
ﺟﺒﻬﻪ ﮔﯿﺮﯼ : ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﻮﻫﺮ
ﺟﺮﻋﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﺑﺬﺍﺭ ..


برچسب‌ها: اهداف خانوما در مکان های مخلتف

[ جمعه سوم مرداد 1393 ] [ 13:10 ] [ vahidshaah ]

[ ]

ماه رمضون هم دیگه داره تموم میشه
دیدین کاری نداشت؟؟
همون دو روز اولش سخت بود که با عذاب وجدان ناهار میخوردیم، بقیشو راحت خوردیم


برچسب‌ها: ماه رمضونم داره تموم میشه ها

[ جمعه سوم مرداد 1393 ] [ 3:2 ] [ vahidshaah ]

[ ]

دوس دخترم زنگ زده
با گریه میگه :میخوان منو از تو جدا کنن!
داره واسم خواستگار میاد، نمیدونم قراره چی بشه!
وااااای خدای من اگه جوابم مثبت باشه چی؟!
هیچ وقت خودمو نمیبخشم!!!
:|

.من :|

خواستگار :|

اداره ثبت احوال :|

سازمان بهزیستی :|

.

 

.

.

.

کرم ریختن یعنى
.


.
.شب عروسى تو غذاى داماد کافور بریزى... :)))

.

.

.

درسته ته ریش ادم رو جذاب میکنه .
.
.
ولی به بعضی از این دختر دبیرستانیا اصلا نمیاد

.

.

.

ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ ﺧﻮﺭﺩﻩ، ﺍﻭﻣﺪﻩ ﭘﯿﺸﻢ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ، ﻋﺸﻖ ﻭ
ﻋﺎﺷﻘﯽ ﻫﻤﺶ ﺩﺭﻭﻏﻪ، ﺩﯾﮕﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ، ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺸﻢ، ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﻧﺸﻢ،
ﭘﺴﺖ ﺑﺎﺷﻢ، ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺑﺎﺷﻢ، ﻋﻮﺿﯽ ﺑﺎﺷﻢ، ﻣﺜﻞ ﻻﺷﺨﻮﺭﺍ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ !!!!!!!!!!!!
.
ﻣﻮﻧﺪﻡ ﺩﻟﺪﺍﺭﯾﺶ ﺑﺪﻡ، ﯾﺎ ﺑﺰﻧﻢ ﻟﻬﺶ ﮐﻨﻢ؟ : ((( |: : (((((((((((

.

.

.

الان بازیا همه كامپیوتری شده بچه ها همهمه سوسول شدن زمان ما سوسولی ترین بازی خر پلیس بود
.
ما واسه بازی میرفتیم بیرون مادرمون مارو از زیر قرآن رد می كرد یه جورایی وقتی از خونه میرفتم بیرون به قصد شهادت می رفتم

.

.

.

به خاله ام که آمریکا زندگی میکنه با کلی ذوق و شوق گفتم:
خاله من خیلی دوست دارم بیام اونجا زندگی کنم.

برگشته میگه: خوب اینجا کسی رو داری بری پیشش؟ :|

خاله که نیست لامصب عمه است واسه خودش!! :|

.

.

.

زن شب میگوزه میخواد ببینه شوهرش بیداره یانه،بهش میگه غلام شما چند تا برادرید؟
.
.
.
.
شوهرش میگه اگه بوی چست امشب یکیمونه نکشه پنج تا


برچسب‌ها: بیا فقط بخند

[ جمعه سوم مرداد 1393 ] [ 3:1 ] [ vahidshaah ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه